خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ است که در آن شاعر از عشق، دلبستگی و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او خود را درگیر عشق و اسیر محبوب میداند و از بیاعتباری دنیا و رهایی از آن صحبت میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و بیاعتباری دنیا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳۱ - نی همین سرگرم سودای بتان تنها منم
نی همین سرگرم سودای بتان تنها منم
هر که باشد عشق می ورزد همین رسوا منم ۱
تاری از زلفیست در هر تن که می جنبد رگی
نی همین در بند محبوبان مه سیما منم ۲
حیرتی دارم که در هر جا که باشد پیکرم
کس نمی داند که این نقشیست از من یا منم ۳
بوده ام دلبسته هر تار مویت مدتی
آنکه ورزیدست سودای تو مدتها منم ۴
زین ستم کز دست من امروز دامن می کشی
آنکه خواهد دست زد در دامنت فردا منم ۵
جای گر زیر زمین سازم ز بیم غم چه سود
روی بر من می نهد سیلاب غم هر جا منم ۶
اعتباری نیست دنیا را فضولی پیش ما
ترک دنیا کرده ای گر هست در دنیا منم ۷
هر که باشد عشق می ورزد همین رسوا منم ۱
تاری از زلفیست در هر تن که می جنبد رگی
نی همین در بند محبوبان مه سیما منم ۲
حیرتی دارم که در هر جا که باشد پیکرم
کس نمی داند که این نقشیست از من یا منم ۳
بوده ام دلبسته هر تار مویت مدتی
آنکه ورزیدست سودای تو مدتها منم ۴
زین ستم کز دست من امروز دامن می کشی
آنکه خواهد دست زد در دامنت فردا منم ۵
جای گر زیر زمین سازم ز بیم غم چه سود
روی بر من می نهد سیلاب غم هر جا منم ۶
اعتباری نیست دنیا را فضولی پیش ما
ترک دنیا کرده ای گر هست در دنیا منم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۰ - تا کی اسیر سلسله غم شود دلم
گوهر بعدی:شماره ۳۳۲ - گوش بر قول رقیبان بداندیش مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.