خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلباختگی سخن میگوید و از نگاه معشوق، شبهای بیقراری و اشتیاق خود مینالد. او از ناز معشوق و خاکساری خود در راه او یاد میکند و عشق را با شکوه و آه ثابت میکند. همچنین، از خیال معشوق و شبهای بزم با یاد او سخن میگوید و در پایان، از گناه و خطای خود در دلباختگی به خط و زلف یار میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند خاکساری در عشق یا گناه در دلباختگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۲۹ - چرا نگاه بدور رخت بماه کنم
چرا نگاه بدور رخت بماه کنم
که چون نگاه کنی بر زمین نگاه کنم ۱
جدا ز شمع جمال تو تا بکی شبها
چراغ خلوت خود را ز برق آه کنم ۲
ز ناز بر سر من پا نمی نهی تو اگر
هزار بار سر خویش خاک راه کنم ۳
باشک و آه کنم عشق را بخود ثابت
چه لایق است که دعوای بی گواه کنم ۴
خوش آن شبی که دهم ساز بزمگاه سرور
خیال روی ترا شمع بزمگاه کنم ۵
بهر گناه قصاصم اگر تو خواهی کرد
نه عاقلم عملی کز بجز گناه کنم ۶
فضولی از خط و زلف بتان گرفت دلم
بسهو نامه خود تا بکی سیاه کنم ۷
که چون نگاه کنی بر زمین نگاه کنم ۱
جدا ز شمع جمال تو تا بکی شبها
چراغ خلوت خود را ز برق آه کنم ۲
ز ناز بر سر من پا نمی نهی تو اگر
هزار بار سر خویش خاک راه کنم ۳
باشک و آه کنم عشق را بخود ثابت
چه لایق است که دعوای بی گواه کنم ۴
خوش آن شبی که دهم ساز بزمگاه سرور
خیال روی ترا شمع بزمگاه کنم ۵
بهر گناه قصاصم اگر تو خواهی کرد
نه عاقلم عملی کز بجز گناه کنم ۶
فضولی از خط و زلف بتان گرفت دلم
بسهو نامه خود تا بکی سیاه کنم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۸ - دل بصد عقد بجعد سر زلفت بستم
گوهر بعدی:شماره ۳۳۰ - تا کی اسیر سلسله غم شود دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.