خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و غمهایی که به خاطر یار و معشوق خود متحمل میشود، سخن میگوید. او با وجود جفاهای یار، از شکایت خودداری کرده و غم عشق را با آغوش باز میپذیرد. همچنین، از طعنههای دیگران و حسرت دیدار یار مینالد و درد فراق را توصیف میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۱۸ - آزارها ز یار جفا کار می کشم
آزارها ز یار جفا کار می کشم
تا کار او جفاست من آزار می کشم ۱
غم می کشم ز یار و شکایت نمی کنم
غم نیست چون غمیست که از یار می کشم ۲
بر من شدست این سبب طعنه دگر
کز بهر یار طعنه اغیار می کشم ۳
میلیست هر مژه که بآن جای توتیا
گرد رهت بدیده خونبار می کشم ۴
بسیار کم چراست بمن التفات تو
با آنکه من جفای تو بسیار می کشم ۵
بر یاد قامتت همه شب تا دم سحر
آه دمادم از دل افگار می کشم ۶
می می کشد رقیب فضولی ز جام وصل
من در فراق حسرت دیدار می کشم ۷
تا کار او جفاست من آزار می کشم ۱
غم می کشم ز یار و شکایت نمی کنم
غم نیست چون غمیست که از یار می کشم ۲
بر من شدست این سبب طعنه دگر
کز بهر یار طعنه اغیار می کشم ۳
میلیست هر مژه که بآن جای توتیا
گرد رهت بدیده خونبار می کشم ۴
بسیار کم چراست بمن التفات تو
با آنکه من جفای تو بسیار می کشم ۵
بر یاد قامتت همه شب تا دم سحر
آه دمادم از دل افگار می کشم ۶
می می کشد رقیب فضولی ز جام وصل
من در فراق حسرت دیدار می کشم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۷ - عهد کردم که دیگر بیهده کاری نکنم
گوهر بعدی:شماره ۳۱۹ - گر چشم برخسار تو صد بار گشادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.