خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و هجران معشوق خود میگوید و دردها و رنجهای ناشی از این عشق را بیان میکند. او از غمها، حسرتها، و آشفتگیهای خود سخن میگوید و امیدی به رهایی از این دردها ندارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۱۴ - در دل الم از غنچه خندان تو دارم
در دل الم از غنچه خندان تو دارم
در دیده نم از لعل درافشان تو دارم ۱
آشفتگی از سنبل گیسوی سیاهت
سرگشتگی از سرو خرامان تو دارم ۲
بر رشته جان سبحه صفت صد گره از غم
در حسرت عقد در دندان تو دارم ۳
امید ندارم رهم از دام بلایی
کز سلسله زلف پریشان تو دارم ۴
در روز وصال تو محالست نشاطم
در دل چو خیال شب هجران تو دارم ۵
کس نیست بکشتن ز غمم باز رهاند
عمریست که این چشم ز چشمان تو دارم ۶
افغان ز که داری تو فضولی که همه شب
افغان من بد روز ز افغان تو دارم ۷
در دیده نم از لعل درافشان تو دارم ۱
آشفتگی از سنبل گیسوی سیاهت
سرگشتگی از سرو خرامان تو دارم ۲
بر رشته جان سبحه صفت صد گره از غم
در حسرت عقد در دندان تو دارم ۳
امید ندارم رهم از دام بلایی
کز سلسله زلف پریشان تو دارم ۴
در روز وصال تو محالست نشاطم
در دل چو خیال شب هجران تو دارم ۵
کس نیست بکشتن ز غمم باز رهاند
عمریست که این چشم ز چشمان تو دارم ۶
افغان ز که داری تو فضولی که همه شب
افغان من بد روز ز افغان تو دارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۳ - گهی که در غم آن گلعذار می گریم
گوهر بعدی:شماره ۳۱۵ - گشت صد پاره بشمشیر جفای تو تنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.