خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاشقانه خود میگوید. او با وجود تحمل بار سنگین غم و ناتوانی، عزم سفر میکند و با خود چهرهای رنگپریده و اشکهای ارغوانی میبرد. او از عشق و دردهایش سخن میگوید و با وجود تمام رنجها، این عشق را متاعی ارزشمند میداند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و دردهای روحی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۰۱ - می روم در سینه صد درد نهانی می برم
می روم در سینه صد درد نهانی می برم
کوه دردم از سرکویت گرانی می برم ۱
از درت صد داغ بر دل می کنم عزم سفر
دسته گل زین ریاض کامرانی می برم ۲
می روم زین ملک اما بی متاعی نیستم
بار صد غم مایه صد ناتوانی می برم ۳
بهر یاران کرده ام ترتیب رنگین تحفها
چهره کاهی و اشک ارغوانی می برم ۴
تا بکی بر سر خورم سنگ ملامت کوه کوه
زین سر کو می روم وین سخت جانی می برم ۵
دولتی دارم که می میرم بدرد عاشقی
خوش متاع باقی زین ملک فانی می برم ۶
نیستم از خاک پای او فضولی بی خبر
خضر وقتم ره بآب زندگانی می برم ۷
کوه دردم از سرکویت گرانی می برم ۱
از درت صد داغ بر دل می کنم عزم سفر
دسته گل زین ریاض کامرانی می برم ۲
می روم زین ملک اما بی متاعی نیستم
بار صد غم مایه صد ناتوانی می برم ۳
بهر یاران کرده ام ترتیب رنگین تحفها
چهره کاهی و اشک ارغوانی می برم ۴
تا بکی بر سر خورم سنگ ملامت کوه کوه
زین سر کو می روم وین سخت جانی می برم ۵
دولتی دارم که می میرم بدرد عاشقی
خوش متاع باقی زین ملک فانی می برم ۶
نیستم از خاک پای او فضولی بی خبر
خضر وقتم ره بآب زندگانی می برم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - از آن رو با تو من آیینه را همتا نمی بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.