خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد عشق و فراق می‌گوید. او از اشک‌های خونین، پنهان کردن عشق در دل، و فداکاری برای معشوق سخن می‌گوید. همچنین، از ناامیدی و پشیمانی از صرف عمر در این راه و بیان رازهای پنهان عشق شکایت می‌کند.

متن دارای مضامین عاشقانه‌ی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۷۱ - بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم

بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم
هوایت را درو از دیده مردم نهان کردم ۱

ز جان بیرون نمی شد لذت عشقت بآسانی
مرا گفتی که ترک عشق من کن ترک جان کردم ۲

دل خون گشته میل خاک پایت داشت دانستم
ز چاک سینه بگشادم دری وانرا روان کردم ۳

ز انجم تیر آهم داد گردون را سبکباری
نشان نگذاشتم از کوکبی کانرا نشان کردم ۴

نشد از سیر گردونم زمانی کام دل حاصل
غلط کردم که نقد عمر خود را صرف آن کردم ۵

صدای سیل اشکم کرد اظهار غم عشقت
بتقریر عجب این راز پنهان را بیان کردم ۶

فضولی صبر در عشق بتان از من نمی آید
بسی خود را درین کار خطرناک امتحان کردم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۰ - درون خانه چشم آن صنم را تا در آوردم
گوهر بعدی:شماره ۲۷۲ - بی خط سبزت شبی هر جا که منزل داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.