خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج عشق و معشوق سیمتن میگوید و تجربیات خود را در قالب تمثیلهایی مانند لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد بیان میکند. او از نگاه پرستشآمیز زاهدان و برهمنان به معشوق و تضادهای عاشقانه سخن میگوید و در نهایت به شباهت حال خود با شمع اشاره میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و تمثیلهای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند بتپرستی و تضادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۵۵ - بسی بی داد در عشق از بتان سیمتن دیدم
بسی بی داد در عشق از بتان سیمتن دیدم
ز بی داد بتان کافر نبیند آنچه من دیدم ۱
گذشتم سر بسر بر ماجرای لیلی و مجنون
بیان حسن تو شرح بلای خویشتن دیدم ۲
نشانی از خود و تمثالی از تو یافتم هر جا
کشیده صورت شیرین و نقش کوهکن دیدم ۳
ز چاک پیرهن گفتم که بینم آن تن نازک
لطافت بین که چون کردم نظر هم پیرهن دیدم ۴
تو کاکل می گشادی دوش من نظاره می کردم
ز دلهای حزین صد مبتلا در هر شکن دیدم ۵
هزاران زاهد از رشک رخت شد بت پرست اما
هزاران برهمن را هم زرشک بت شکن دیدم ۶
فضولی شمع اگر بر گریه ام خندد عجب نبود
که من هم مدتی برگریه های شمع خندیدم ۷
ز بی داد بتان کافر نبیند آنچه من دیدم ۱
گذشتم سر بسر بر ماجرای لیلی و مجنون
بیان حسن تو شرح بلای خویشتن دیدم ۲
نشانی از خود و تمثالی از تو یافتم هر جا
کشیده صورت شیرین و نقش کوهکن دیدم ۳
ز چاک پیرهن گفتم که بینم آن تن نازک
لطافت بین که چون کردم نظر هم پیرهن دیدم ۴
تو کاکل می گشادی دوش من نظاره می کردم
ز دلهای حزین صد مبتلا در هر شکن دیدم ۵
هزاران زاهد از رشک رخت شد بت پرست اما
هزاران برهمن را هم زرشک بت شکن دیدم ۶
فضولی شمع اگر بر گریه ام خندد عجب نبود
که من هم مدتی برگریه های شمع خندیدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۴ - منم که بی تو گرفتار صد بلا شده ام
گوهر بعدی:شماره ۲۵۶ - نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.