خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این شعر عاشقانه از رابطه‌ی عاشق و معشوق و دردهای عشق سخن می‌گوید. شاعر از بی‌توجهی معشوق شکایت دارد و از او می‌خواهد که با نگاهی دلنواز یا گشودن گیسوانش، دل عاشقان را بگشاید. همچنین، اشاره‌ای به صبر و توکل در برابر سختی‌ها دارد و تأکید می‌کند که ارزش معشوق نه به مال و جاه، بلکه به عشق اوست.

مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و تغافل معشوق نیاز به درک بالاتری از روابط انسانی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۴۹ - زبان مرغ می داند مگر گل

زبان مرغ می داند مگر گل
که دارد گوش بر فریاد بلبل ۱

مگر جانی ندارد گل که دارد
بآه بلبلان چندین تحمل ۲

ز عاشق می فزاید قدر معشوق
نه از بسیاری جاه و تجمل ۳

نگار من مکن بی التفاتی
مزن بر عاشقان تیغ تغافل ۴

اگر خواهی که بگشاید دل ما
بر افشان زلف یا بگشای کاکل ۵

بشرط صبر بر غم می توان یافت
گل مقصد ز گلزار توکل ۶

توکل را فضولی کار فرما
مکن کاری بتدبیر و تأمل ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - مه من از تو غم بی حساب دارد دل
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.