خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق و جدایی مینالد. او از دل و دیده سخن میگوید و بیان میکند که عشق او پایدار است و با گریه و اشک نیز از بین نمیرود. شاعر همچنین از بیتوجهی مردم به عشق واقعی شکایت دارد و عشق خود را والاتر از همه چیز میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۴۴ - ای دل از دیده فزون دیده ز دل سوی تو مایل
ای دل از دیده فزون دیده ز دل سوی تو مایل
دلم از دیده ترا می طلبد دیده ام از دل ۱
چه عجب میل تو از سادگی مردم چشم
تو بلایی چه شناسند ترا مردم غافل ۲
نقش از سنگ بشستن نرود چند بگریم
چو ستم یافت رقم در دلت از گریه چه حاصل ۳
چو خط نامه که خواهند بشویند ز اشکم
نشده محو دل از دل نشود نقش تو زایل ۴
عالمی گریه کنان بر غم من در غم عشقت
من بدان شاد که گشتم بغم عشق تو قایل ۵
نیست در سلسله های خم زلفت دل سوزان
هست آویخته قندیل فروزان بسلاسل ۶
نیست در دهر کسی قابل تمکین اقامت
جز فضولی که سر کوی ترا ساخته منزل ۷
دلم از دیده ترا می طلبد دیده ام از دل ۱
چه عجب میل تو از سادگی مردم چشم
تو بلایی چه شناسند ترا مردم غافل ۲
نقش از سنگ بشستن نرود چند بگریم
چو ستم یافت رقم در دلت از گریه چه حاصل ۳
چو خط نامه که خواهند بشویند ز اشکم
نشده محو دل از دل نشود نقش تو زایل ۴
عالمی گریه کنان بر غم من در غم عشقت
من بدان شاد که گشتم بغم عشق تو قایل ۵
نیست در سلسله های خم زلفت دل سوزان
هست آویخته قندیل فروزان بسلاسل ۶
نیست در دهر کسی قابل تمکین اقامت
جز فضولی که سر کوی ترا ساخته منزل ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۳ - ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل
گوهر بعدی:شماره ۲۴۵ - متصل دارد سر سودای ابروی تو دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.