خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و دردها و رنجهای عاشقی را بیان میکند. او از حسرت، محرومیت، و اندوه خود میگوید و اشاره میکند که عاشقان همواره با غم و درد و بلا روبرو هستند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره دارد که در جهان، هر عمل پاداش یا مکافاتی دارد و راحتی بدون رنج میسر نیست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مانند 'مکافات'، 'غم و درد'، و 'رسوایی' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۱۸ - مرا دل ترک داد و کرد میل آن مه دلکش
مرا دل ترک داد و کرد میل آن مه دلکش
که دارد میل بالا شعله چون می خیزد از آتش ۱
پر از پیکان حسرت چون نگردد سینه چاکم
که من محروم و جا در پهلوی او می کند ترکش ۲
بتندی محتسب در جام می منگر که می ترسم
ز عکس تیره ات گردد مکدر باده بیغش ۳
جهان جای مکافاتست ممکن نیست نستاند
دل پرخون بجای جام پر می ساقی مهوش ۴
غم و درد و بلا و محنت و اندوه و رسوایی
همیشه عاشقان یک جهت را هست این هر شش ۵
مگو از نوش راحت هیچ شهدی نیست شیرین تر
ز ذوق زهر محنت هم مشو غافل گهی می چش ۶
فضولی هیچ راحت بی مشقت نیست در عالم
بباید ساختن با هر چه باشد خوش اگر ناخوش ۷
که دارد میل بالا شعله چون می خیزد از آتش ۱
پر از پیکان حسرت چون نگردد سینه چاکم
که من محروم و جا در پهلوی او می کند ترکش ۲
بتندی محتسب در جام می منگر که می ترسم
ز عکس تیره ات گردد مکدر باده بیغش ۳
جهان جای مکافاتست ممکن نیست نستاند
دل پرخون بجای جام پر می ساقی مهوش ۴
غم و درد و بلا و محنت و اندوه و رسوایی
همیشه عاشقان یک جهت را هست این هر شش ۵
مگو از نوش راحت هیچ شهدی نیست شیرین تر
ز ذوق زهر محنت هم مشو غافل گهی می چش ۶
فضولی هیچ راحت بی مشقت نیست در عالم
بباید ساختن با هر چه باشد خوش اگر ناخوش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - پیش تو گل از شرم سرانداخته در پیش
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - چه دعوی می کنی ای غنچه با لعل گهربارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.