خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و دلدادگی خود به معشوق میگوید و بیان میکند که تنها او را میخواهد و دیگران در نظرش ارزشی ندارند. او از غم و اندوه ناشی از این عشق سخن میگوید و تنها امیدش به لطف و مرحمت معشوق است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱۴ - نه من مقید آن سرو گلعذارم و بس
نه من مقید آن سرو گلعذارم و بس
هوای او همه دارند من ندارم و بس ۱
اگر چه ماه و شان زیر چرخ بسیارند
میانه همه آن مهوش است یارم و بس ۲
ز قد و خال و خط و چهره نیست گریه من
خراب کرده آن چشم پر خمارم و بس ۳
سواد مردم چشمم ببین خیال مکن
که هست داغ غمت در دل فکارم و بس ۴
ز آفتاب رخش روشنست روز همه
همین من از غم او تیره روزگارم و بس ۵
تو نیستی چو من ای شمع در غم رخ او
من اشکبارم و نالان نه اشکبارم و بس ۶
فضولی از همه خلق گشته نومید
بلطف شاه ولایت امیدوارم و بس ۷
هوای او همه دارند من ندارم و بس ۱
اگر چه ماه و شان زیر چرخ بسیارند
میانه همه آن مهوش است یارم و بس ۲
ز قد و خال و خط و چهره نیست گریه من
خراب کرده آن چشم پر خمارم و بس ۳
سواد مردم چشمم ببین خیال مکن
که هست داغ غمت در دل فکارم و بس ۴
ز آفتاب رخش روشنست روز همه
همین من از غم او تیره روزگارم و بس ۵
تو نیستی چو من ای شمع در غم رخ او
من اشکبارم و نالان نه اشکبارم و بس ۶
فضولی از همه خلق گشته نومید
بلطف شاه ولایت امیدوارم و بس ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۳ - چیده ایم از اختلاط خلق دامان هوس
گوهر بعدی:شماره ۲۱۵ - ز عشقت ناله زاری که من دارم ندارد کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.