خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، درد جدایی، و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از سوختن دل در فراق یار و آتش غمهای آشنا و بیگانه مینالد. تصاویری مانند شمع، پروانه، و آتش بهکار رفتهاند تا عمق رنج و اشتیاق را نشان دهند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارند.
شماره ۱۸۲ - دل اغیار بر من از غم جانانه می سوزد
دل اغیار بر من از غم جانانه می سوزد
ز جور آشنا بر من دل بیگانه می سوزد ۱
اگر سوزد دل پروانه خواهد بر زبان آرد
زبان شمع را سوز دل پروانه می سوزد ۲
نزد ای شمع در فانوس آتش سوز بسیارت
نه چون من که کمتر آتش من خانه می سوزد ۳
ز برق آه دل غافل مباش از سینه ام ای جان
برون کش رخت خود امشب که این ویرانه می سوزد ۴
سرشکم قطره قطره ز آتش دل محو می گردد
دریغ از خرمن عمرم که دانه دانه می سوزد ۵
شبی افسانه شوق تو می گفتند در مجلس
مرا چون شمع هر شب شوق آن افسانه می سوزد ۶
فضولی نیست غمخواری دل ویرانه را شبها
بجز داغی که هر دم بر دل دیوانه می سوزد ۷
ز جور آشنا بر من دل بیگانه می سوزد ۱
اگر سوزد دل پروانه خواهد بر زبان آرد
زبان شمع را سوز دل پروانه می سوزد ۲
نزد ای شمع در فانوس آتش سوز بسیارت
نه چون من که کمتر آتش من خانه می سوزد ۳
ز برق آه دل غافل مباش از سینه ام ای جان
برون کش رخت خود امشب که این ویرانه می سوزد ۴
سرشکم قطره قطره ز آتش دل محو می گردد
دریغ از خرمن عمرم که دانه دانه می سوزد ۵
شبی افسانه شوق تو می گفتند در مجلس
مرا چون شمع هر شب شوق آن افسانه می سوزد ۶
فضولی نیست غمخواری دل ویرانه را شبها
بجز داغی که هر دم بر دل دیوانه می سوزد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱ - حبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳ - لطیفست آن پری آن به که از مردم نهان آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.