خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و رنجهای درونی سخن میگوید. شاعر از اشکهایش به عنوان گوهرهای گرانبها یاد میکند و به مقایسههای زیبایی مانند لعل و لاله میپردازد. همچنین، اشارهای به نعمتهای دنیوی و رفتارهای انسانی مانند پرورش دشمنان توسط خود انسان دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج درونی و پرورش دشمنان نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارد.
شماره ۱۷۸ - دل درون سینه دردت را بجان می پرورد
دل درون سینه دردت را بجان می پرورد
ذوق می بیند ازان هر دم ازان می پرورد ۱
عاقبت معلوم شد بهر سکانت بوده است
این که جسم ناتوانم استخوان می پرورد ۲
لعل اشک لاله گون پرورده چشم منست
کی بدین رونق بود لعلی که کان می پرورد ۳
چون نریزد با خیال خط او چشمم سرشک
سبزه دارد بآن آب روان می پرورد ۴
چون قدت ناید اگر سازد بدین عالم روان
هر نهالی را که رضوان در جنان می پرورد ۵
نعمت دنیا بجاهل گر رسد نبود عجب
هست عادت طفل را لطف زنان می پرورد ۶
دیده و دل را فضولی می دهد خون از جگر
دشمنان خویش را بنگر چه سان می پرورد ۷
ذوق می بیند ازان هر دم ازان می پرورد ۱
عاقبت معلوم شد بهر سکانت بوده است
این که جسم ناتوانم استخوان می پرورد ۲
لعل اشک لاله گون پرورده چشم منست
کی بدین رونق بود لعلی که کان می پرورد ۳
چون نریزد با خیال خط او چشمم سرشک
سبزه دارد بآن آب روان می پرورد ۴
چون قدت ناید اگر سازد بدین عالم روان
هر نهالی را که رضوان در جنان می پرورد ۵
نعمت دنیا بجاهل گر رسد نبود عجب
هست عادت طفل را لطف زنان می پرورد ۶
دیده و دل را فضولی می دهد خون از جگر
دشمنان خویش را بنگر چه سان می پرورد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - کار من در عاشقی جز با غم یاری نماند
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - گر بند بند ما چو نی از هم جدا کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.