متن بالا دربارهی سختیها و رنجهای عشق و عاشقی است. شاعر بیان میکند که برای رسیدن به یار باید طعنههای دیگران را تحمل کرد و هیچ یاری بدون جفای دیگران نیست. همچنین، برای رسیدن به هر مقصودی باید رنجهای زیادی کشید و در مسیر سفرهای زندگی محنتهای بسیاری متحمل شد. عاشقان ناچارند بلای دیدن اغیار را تحمل کنند و گاهی باید از عشق دست کشید. در نهایت، شاعر از فضولی دنیا و تنگدلی ناشی از آن شکایت کرده و تصمیم به ترک این ویرانهی خونخوار میگیرد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و محنت ممکن است برای گروههای سنی پایین سنگین باشد.
شماره ۱۷۲ - طعنه اغیار بهر یار می باید کشید
یار باید طعنه اغیار می باید کشید ۱
هیچ یاری بی جفای طعنه اغیار نیست
بهر یک گل محنت صد خار می باید کشید ۲
هیج مقصودی میسر نیست بی آزار دل
بهر هر مقصود صد آزار می باید کشید ۳
تا بدست آرد مسافر از منافع اندکی
در سفرها محنت بسیار می باید کشید ۴
دیدن آغیار با یارست نوعی از بلا
عاشقان را این بلد ناچار می باید کشید ۵
ترک کار عاشقی باید گرفتن بعد ازین
چند سرگردانی این کار می باید کشید ۶
گر میسر هم شود عشاق را دیدار یار
انتظار وعده دیدار می باید کشید ۷
محنت عالم فضولی کرد ما را تنگدل
پا ازین ویرانه خونخوار می باید کشید ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.