خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و سوزان عاشقی است که در فراق معشوق خود سخت در عذاب است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و احساسی مانند شمع سوخته، گلشن حسن و خیال معشوق، حالات روحی خود را توصیف می‌کند. او از دیوانگی، آشفتگی و حیرانی خود در راه عشق سخن می‌گوید و معشوق را به عنوان یگانه مایه آرامش خود می‌ستاید.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۴۶ - محتاج وصال تو که باشد که نباشد

محتاج وصال تو که باشد که نباشد
مشتاق جمال تو که باشد که نباشد ۱

دیوانه بکویت ز که آید که نیاید
آشفته حال تو که باشد که نباشد ۲

ای شمع بسان من دل سوخته شبها
گریان بخیال تو که باشد که نباشد ۳

در سجده بت اهل خطا را نکنم عیب
حیران مثال تو که باشد که نباشد ۴

در گلشن حسنست قدت طرفه نهالی
مایل بنهال تو که باشد که نباشد ۵

رخساره بخونابه دل ساخته گلگون
بهر رخ آل تو که باشد که نباشد ۶

تنها تو نه ای غمزه عشق فضولی
در عشق بحال تو که باشد که نباشد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - ملک را گر نظر بر قد آن سرو روان افتد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - شب هجران خیالت شمع محنت خانه من شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.