خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از رنجهای زندگی و ناپایداری دنیا سخن میگوید. شاعر عقل را به ساختن خانهای کوچک در دنیای فانی تشویق میکند و از سلطنت و قدرت دنیوی به عنوان چیزی بیارزش در برابر شادیهای ساده یاد میکند. او از بلاها و رنجها شکایت دارد و آرزو میکند که از وجود خود رها شود. همچنین، از عشق و زیبایی معشوق نیز سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۴۴ - درین محنت سرا آن به که عاقل خانه کم گیرد
درین محنت سرا آن به که عاقل خانه کم گیرد
و گر خواهد که گیرد خانه در کوی عدم گیرد ۱
نمی ارزد بغم سلطانی عالم خوش آن رندی
که یاد از حشمت جمشید نآرد جام جم گیرد ۲
ملک را آسمان پروانه شمع بلا خواند
مرا هرگه که آه آتشین بر سر علم گیرد ۳
به تنگم از وجود خویشتن در گرد لب خطر
مده رخصت که بر من پیش ازین راه عدم گیرد ۴
مزن ای بی وفا سنگ ستم بر سر مرا چندان
که دیواری برآید گرد من راه ستم گیرد ۵
کشم بر پرده های چشم تر نقش دهانش را
که گیرد نقش خاتم خوبتر کاغذ چو نم گیرد ۶
فضولی را مگر سر رشته دولت بدست آید
که یابد کام دل و آن گیسوان خم بخم گیرد ۷
و گر خواهد که گیرد خانه در کوی عدم گیرد ۱
نمی ارزد بغم سلطانی عالم خوش آن رندی
که یاد از حشمت جمشید نآرد جام جم گیرد ۲
ملک را آسمان پروانه شمع بلا خواند
مرا هرگه که آه آتشین بر سر علم گیرد ۳
به تنگم از وجود خویشتن در گرد لب خطر
مده رخصت که بر من پیش ازین راه عدم گیرد ۴
مزن ای بی وفا سنگ ستم بر سر مرا چندان
که دیواری برآید گرد من راه ستم گیرد ۵
کشم بر پرده های چشم تر نقش دهانش را
که گیرد نقش خاتم خوبتر کاغذ چو نم گیرد ۶
فضولی را مگر سر رشته دولت بدست آید
که یابد کام دل و آن گیسوان خم بخم گیرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - من که باشم که مرا کوی تو مسکن باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - ملک را گر نظر بر قد آن سرو روان افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.