خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق و هجران سخن میگوید. شاعر از رنجهای عاشقانه، انتظار برای رسیدن به معشوق، و تأثیرات عشق بر روح و روان خود مینویسد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند بخت، تقدیر، و مقایسههای شاعرانه (مانند شمع و باد) دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و شاعرانه است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات غیرمستقیم و استعاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۴۲ - چه عجب گر بدل از تیغ تو بیداد رسد
چه عجب گر بدل از تیغ تو بیداد رسد
شیشه را حال چه باشد که بفولاد رسد ۱
هر دم از هجر تو بر چرخ رسانم فریاد
بامیدی که مگر چرخ بفریاد رسد ۲
مکن از آه من اکراه که شمع رخ تو
نه چراغیست که او را ضرر از باد رسد ۳
اثر بخت بد و نیک نگر کز شیرین
کام خسرو برد آزار بفرهاد رسد ۴
تا رسیدست ز مژگان تو تیری برمن
دارم آن ذوق که از صید به صیاد رسد ۵
ز تو ای شمع منور آنچنان شد بغداد
که کند یاد وطن هر که به بغداد رسد ۶
غم غیر تو برون کرد فضولی از دل
که غمی گر رسد از تو بدل شاد رسد ۷
شیشه را حال چه باشد که بفولاد رسد ۱
هر دم از هجر تو بر چرخ رسانم فریاد
بامیدی که مگر چرخ بفریاد رسد ۲
مکن از آه من اکراه که شمع رخ تو
نه چراغیست که او را ضرر از باد رسد ۳
اثر بخت بد و نیک نگر کز شیرین
کام خسرو برد آزار بفرهاد رسد ۴
تا رسیدست ز مژگان تو تیری برمن
دارم آن ذوق که از صید به صیاد رسد ۵
ز تو ای شمع منور آنچنان شد بغداد
که کند یاد وطن هر که به بغداد رسد ۶
غم غیر تو برون کرد فضولی از دل
که غمی گر رسد از تو بدل شاد رسد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - چو مشاطه بدست آن چین زلف خم بخم گیرد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - من که باشم که مرا کوی تو مسکن باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.