خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از نصیحتهای ناصح (پنددهنده) شکایت دارد و بیان میکند که این پندها نه تنها به او کمکی نمیکنند، بلکه بر درد و رنج او میافزایند. او احساس میکند که ناصح درک درستی از دردهای پنهان او ندارد و نصیحتهایش بیفایده و حتی آزاردهنده هستند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و روانشناختی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۳ - مرا هر گه که پندی می دهد با چشم تر ناصح
مرا هر گه که پندی می دهد با چشم تر ناصح
نهال محنتم را می دهد آب دگر ناصح ۱
بس است این سوز در من گر نصیحت نشنود زین بس
بدم هر دم نسازد آتشم را تیزتر ناصح ۲
مرا گوید که مردم را بافغان درد سر کم ده
نمی دانم چه حاصل می کند زین درد سر ناصح ۳
نصیحت می کند کز خلق پنهان دار دردت را
ندارد غالبا از درد پنهانم خبر ناصح ۴
بپند ناصح از خون جگر خوردن نگردم بس
ز من از من بتر صد داغ دارد بر جگر ناصح ۵
گشود از پند سیل خونم از مژگان نمی دانم
زبان بگشاد یا زد بر رک دل نیشتر ناصح ۶
فضولی راحتی گر بایدت از موج خون سدی
ببند اطراف خود تا کم کند سویت گذر ناصح ۷
نهال محنتم را می دهد آب دگر ناصح ۱
بس است این سوز در من گر نصیحت نشنود زین بس
بدم هر دم نسازد آتشم را تیزتر ناصح ۲
مرا گوید که مردم را بافغان درد سر کم ده
نمی دانم چه حاصل می کند زین درد سر ناصح ۳
نصیحت می کند کز خلق پنهان دار دردت را
ندارد غالبا از درد پنهانم خبر ناصح ۴
بپند ناصح از خون جگر خوردن نگردم بس
ز من از من بتر صد داغ دارد بر جگر ناصح ۵
گشود از پند سیل خونم از مژگان نمی دانم
زبان بگشاد یا زد بر رک دل نیشتر ناصح ۶
فضولی راحتی گر بایدت از موج خون سدی
ببند اطراف خود تا کم کند سویت گذر ناصح ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۲ - عکس لبت نمود دلم کرد خون قدح
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴ - تنگ آمده بجلوه آهم فضای چرخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.