خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و اندوه خود به دلیل بیتوجهی معشوق میگوید. او از اینکه معشوق از حالش نمیپرسد شکایت دارد و بیان میکند که تمام فکر و ذکرش معشوق است، اما نمیداند چه چیزی مانع از توجه معشوق به او شده است. شاعر از عشق و فراق سخن میگوید و از سوختن در آتش عشق و نادیده گرفته شدن توسط معشوق مینالد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۱۳ - ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
ملول بهر چه موجب ملال تو چیست ۱
خراب شد ز تو حالم چرا نمی پرسی
چه حالتست ترا مانع سؤال تو چیست ۲
مرا خیال تو و فکر تست در دل زار
ترا چه فکر بدل می رسد خیال تو چیست ۳
شراب عشق تو مدهوش کرده است مرا
چه آگهم که فراق تو یا وصال تو چیست ۴
ز اشک و آه من آزرده نمی دانی
که زیب حسن تو پیرایه جمال تو چیست ۵
اگر بسوختن سینه ام نه مایل
دم نظر بدل از دیده انتقال تو چیست ۶
فضولی از سر جان در گذر براه فنا
جز این کشته جانان شوی کمال تو چیست ۷
ملول بهر چه موجب ملال تو چیست ۱
خراب شد ز تو حالم چرا نمی پرسی
چه حالتست ترا مانع سؤال تو چیست ۲
مرا خیال تو و فکر تست در دل زار
ترا چه فکر بدل می رسد خیال تو چیست ۳
شراب عشق تو مدهوش کرده است مرا
چه آگهم که فراق تو یا وصال تو چیست ۴
ز اشک و آه من آزرده نمی دانی
که زیب حسن تو پیرایه جمال تو چیست ۵
اگر بسوختن سینه ام نه مایل
دم نظر بدل از دیده انتقال تو چیست ۶
فضولی از سر جان در گذر براه فنا
جز این کشته جانان شوی کمال تو چیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - در عشق شهرتم سبب اشتهار تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.