خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از زیبایی معشوق، دوگانگی احساسات خود، ناامیدی از وصال، و شوق دیدار سخن میگوید. همچنین، اشارهای به فضولی دیگران و بیادبیهای عاشقانه دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و دوگانگی احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۶ - بدو گیسو مه روی تو نچندان عجب است
بدو گیسو مه روی تو نچندان عجب است
عرصه جلوه خورشید میان دو شب است ۱
جان شیرین بکدامین بسپارم چه کنم
دو دلم در دل من تا هوس آن دو لب است ۲
نه وفا از تو بدل می گذرانم نه وصال
جان ندادم بتو نومیدی من زین سبب است ۳
نیست مقدور کسی لذت ادراک وصال
طالبان ذوق که دارند همان در طلب است ۴
پیش تو کام دل خود بزبان چون آرم
ز من اظهار تمنا بتو ترک ادب است ۵
شوق لعل تو مرا در الم و غم دارد
گر چه کیفیت می موجب ذوق و طرب است ۶
گفتم ای شوخ فضولی بتو میلی دارد
گفت زین بی ادبیهاست که اینش لقب است ۷
عرصه جلوه خورشید میان دو شب است ۱
جان شیرین بکدامین بسپارم چه کنم
دو دلم در دل من تا هوس آن دو لب است ۲
نه وفا از تو بدل می گذرانم نه وصال
جان ندادم بتو نومیدی من زین سبب است ۳
نیست مقدور کسی لذت ادراک وصال
طالبان ذوق که دارند همان در طلب است ۴
پیش تو کام دل خود بزبان چون آرم
ز من اظهار تمنا بتو ترک ادب است ۵
شوق لعل تو مرا در الم و غم دارد
گر چه کیفیت می موجب ذوق و طرب است ۶
گفتم ای شوخ فضولی بتو میلی دارد
گفت زین بی ادبیهاست که اینش لقب است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵ - بی لبت قطع نظر کرده ام از آب حیات
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷ - هجوم سیل سرشکم ز دل اثر نگذاشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.