این شعر از عشق، رنجهای عاشقانه، وصف طبیعت و استعارههای زیبا استفاده میکند. شاعر از دردها و داغهای عشق میگوید، از زیبایی معشوق با تصاویری مانند سنبل و مزرع حسن یاد میکند، و با اشاره به مسیحا و مریم، به مفاهیم روحانی و تولد دوباره میپردازد. همچنین، با اشاره به یوسف و زلیخا، از جفا و رنجهای عشق سخن میگوید و در نهایت، از فداکاری و سوختن برای دوست مانند شمع صحبت میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به داستانهای مذهبی مانند یوسف و مریم ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۸ - نی همین صد روزن از تیر تو بر جسم من است
سایه ام را هم ازو صد داغ چون من بر تن است ۱
بی رخت از غیر می خواهم بدوزم دیده را
این که می بینی بچشمم نیست مژگان سوزن است ۲
چون نیندازم برون خود را ز پیراهن چو مار
بر تنم ماریست هر تاری که در پیراهن است ۳
سنبلت را باد اگر برداشت از رویت مرنج
مزرع حسن رخت را خوشه چین خرمن است ۴
از مسیحا نیست کم در روح بخش بوی گل
غنچه بهر آن مسیحا مریم آبستن است ۵
هست شاهد بر جفاهای زلیخای هوا
یوسف گل را که چندین چاکها بر دامن است ۶
سوخت از سر تا قدم خود را فضولی بهر دوست
شمع بزم دوست شد او را چه باک از دشمن است ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.