خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق به معشوق الهی سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق این عشق بر دل و جان عاشقان و از فداکاریهای آنان در راه رسیدن به معشوق صحبت میکند. همچنین، شاعر به نقد غفلت و بیتوجهی برخی افراد در برابر این عشق الهی میپردازد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند نقد غفلت و فداکاری در راه عشق الهی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۷۱۸ - ای اشتیاق رویت از چشم خواب برده
ای اشتیاق رویت از چشم خواب برده
یک برق عشق جسته صد سد آب برده ۱
بر نطع کامرانی نور رخت به یک دم
دست هزار عذرا از آفتاب برده ۲
چندین هزار عاشق بر روی تو درین ره
در خاک و خون فتاده سر در نقاب برده ۳
ای در غرور دل را داده شراب غفلت
پس دل بده که او را مست خراب برده ۴
شرمت همی نیامد کاندر چنین مقامی
مردان به سر دویده تو سر به خواب برده ۵
عطار را درین ره اندر حجاب ره نیست
گرچه دلی است او را پی با حجاب برده ۶
یک برق عشق جسته صد سد آب برده ۱
بر نطع کامرانی نور رخت به یک دم
دست هزار عذرا از آفتاب برده ۲
چندین هزار عاشق بر روی تو درین ره
در خاک و خون فتاده سر در نقاب برده ۳
ای در غرور دل را داده شراب غفلت
پس دل بده که او را مست خراب برده ۴
شرمت همی نیامد کاندر چنین مقامی
مردان به سر دویده تو سر به خواب برده ۵
عطار را درین ره اندر حجاب ره نیست
گرچه دلی است او را پی با حجاب برده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۱۷ - جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده
گوهر بعدی:غزل ۷۱۹ - ترسا بچهای دیدم زنار کمر کرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.