خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از ضعف و سردرگمی خود سخن می‌گوید و از آرزوی وصال معشوق و رنج‌های عشق می‌نالد. او از بی‌پناهی و تحقیر شدن توسط دیگران شکایت دارد و احساس می‌کند که مانند سگ از درگاه معشوق رانده شده است.

متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه، احساسات پیچیده و اشاره به تحقیر و طردشدگی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۸ - ز ضعف تاب تردد دگر نماند مرا

ز ضعف تاب تردد دگر نماند مرا
خوشم که ضعف ز سرگشتگی رهاند مرا ۱

فغان که آرزوی وصل آن دو چشم سیاه
چو میل سرمه بخاک سیه نشاند مرا ۲

تنم ز آتش دل می گداخت گر شب غم
سرشگ آب بر آتش نمی فشاند مرا ۳

جهانی از پی نظاره بر سرم شده جمع
نگه کنید که سودا کجا رساند مرا ۴

درین امید که صیدم کند سگ در او
هوس چون آهوی وحشی بسی دواند مرا ۵

میان مردمم این آبرو بس است که دوش
پریوشی سگ درگاه خویش خواند مرا ۶

من گدا بکه گویم فضولی این غم دل
که همچو سگ ز در او رقیب راند مرا ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷ - چو از غم کنم چاک پیراهنم را
گوهر بعدی:شماره ۹ - چه گونه فاش نگردد غم نهانی ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.