خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر با دل خود گفتوگو میکند و از آن میخواهد که اسرار و حالات درونی را به یار دلآزار نگوید. دل نیز در پاسخ هشدار میدهد که این حدیث را به هیچوجه بازگو نکند، زیرا یار از این سخنان کم نمیکند و تو بسیار میگویی.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۷۸ - با دل گفتم که ای دل اسرار مگوی
با دل گفتم که ای دل اسرار مگوی
وین حال بر آن یار دل آزار مگوی ۱
دل گفت که این حدیث زنهار مگوی
او کم نکند از این تو بسیار مگوی ۲
وین حال بر آن یار دل آزار مگوی ۱
دل گفت که این حدیث زنهار مگوی
او کم نکند از این تو بسیار مگوی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - زان جان که نداشت هیچ سودم تو بهی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - هر بوی که از مشک و قرنقل شنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.