خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از معشوق خود گلایه میکند که با وجود ابراز علاقه و درخواست توجه، معشوق بیتفاوت است و نمیتواند یا نمیخواهد پاسخ محبت او را بدهد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۷۵ - جانم ز تو از واقعه تو حالی
جانم ز تو از واقعه تو حالی
آمد به لب و تو لب همی جنبانی ۱
با بنده چنان زئی که چشمت نزنند
خواهی که عنایتی کنی ولی نتوانی ۲
آمد به لب و تو لب همی جنبانی ۱
با بنده چنان زئی که چشمت نزنند
خواهی که عنایتی کنی ولی نتوانی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - خواهم که همه کار برایت کنمی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - گر تو به خلاف دولت سلطانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.