خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنج هجران و عشق نافرجام میگوید و بیان میکند که دوری از معشوق چنان او را میسوزاند که گویی جانش در حال خشکیدن است. او قسم میخورد که در فراق معشوق جز خون نمیبارد و از نابرابری در عشق شکایت دارد.
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای شدید مانند 'جان در تن من خشک چو گردن تو کنی' و 'نبارم جز خون' ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامناسب باشد.
شماره ۱۶۱ - هر لحظه مرا به کام دشمن تو کنی
هر لحظه مرا به کام دشمن تو کنی
جان در تن من خشک چو گردن تو کنی ۱
در هجر تو والله که نبارم جز خون
من با تو کی آن کنم با من تو کنی ۲
جان در تن من خشک چو گردن تو کنی ۱
در هجر تو والله که نبارم جز خون
من با تو کی آن کنم با من تو کنی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - بر دست من ای شوخ می روشن نه
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - ای جان جهانیان برای تو فدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.