خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از نعمت‌ها و لطف‌های بی‌کران شمس‌الملوک سپاسگزاری می‌کند و احساس خوشبختی و قدردانی خود را با تصاویر زیبایی مانند بارش ابر لطف، شکفتن بوستان شکر، و زبان ثناخوانی بیان می‌کند. او همچنین به امید و اعتماد خود به شمس‌الملوک اشاره کرده و آرزو می‌کند که همیشه در خدمت او باشد.

این شعر به دلیل استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده و همچنین مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی، برای مخاطبانی مناسب است که درک ادبی بالاتری دارند و می‌توانند با ظرافت‌های زبانی و معنایی آن ارتباط برقرار کنند.

مشاهده کامل

شماره ۲۴ - جانم غریق نعمت شمس الملوک شد

جانم غریق نعمت شمس الملوک شد
وین طرفه تر که میزیم اکنون به جان شکر ۱

از بس که ابر لطف ببارید بر سرم
بشکفت از بهار دلم بوستان شکر ۲

بر گلبن ثناش زبان چو بلبلم
دستان مدح می زند و داستان شکر ۳

حقا که تیر مدح برون پرد از جهان
گر درکشم به قوت مهرش کمان شکر ۴

ای بر دلم گشاده به سعیت در امید
جان بسته ام به جای کمر بر میان شکر ۵

پایم چو در رکاب سعادت بعون تست
آن به که سوی صدر تو تابم عنان شکر ۶

زین پس اگر خدای بخواهد به دولتت
هرلحظه گوهری بدر آرم ز کان شکر ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳ - همای عافیت آن روز از قفس بپرید
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - ای که بی در لفظ خامه تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.