خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این متن عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از دل و جان خود سخن می‌گوید که در غیاب معشوق مانند زندانی است و در حضورش فدایی اوست. او معشوق را به‌عنوان کسی که رازهای دلش را می‌داند توصیف می‌کند و از عشق و اشتیاق خود می‌گوید.

این متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعاره‌های ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با احساسات و زیبایی‌های ادبی آن ارتباط برقرار کنند.

مشاهده کامل

شماره ۷۹ - ایکه دل را دل و جان را جانی

ایکه دل را دل و جان را جانی
وز دل و جان چه نکوتر آنی ۱

از تو دل در بر من عاریتی
بی تو جان در تن من زندانی ۲

دل فدای تو که بس دلجوئی
جان نثار تو که خوش جانانی ۳

ایکه در دل چو جهان می دانی
آه کز دیده چو جان پنهانی ۴

عاشق زار توام می بینی
بنده خاص شهم می دانی ۵

قصه آتش دل من چکنم
خود تو چون آب فرو می خوانی ۶

در میان دلی و این چه عجب
وطن گنج بود ویرانی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۸ - منم در عشق تو جسمی و جانی
گوهر بعدی:شماره ۸۰ - ای باد روح پرور زنهار اگر توانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.