خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و دردناک شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق بیپایان خود سخن میگوید و از رنجهایی که به خاطر این عشق متحمل شده است. او از بیقراری، اشکهای خونین، و ناامیدی خود میگوید و آرزو میکند که از این درد رها شود. شعر پر از تصاویر شاعرانه و احساسات شدید است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۶۸۰ - هر زمان شوری دگر دارم ز تو
هر زمان شوری دگر دارم ز تو
هر نفس دل خستهتر دارم ز تو ۱
بر بساط عشق تو هر دو جهان
می ببازم تا خبر دارم ز تو ۲
خاک بر فرقم اگر جز خون دل
هیچ آبی بر جگر دارم ز تو ۳
چون ندارم هیچ آبی بر جگر
پس چگونه چشم تر دارم ز تو ۴
نه که چشم من تر است از خون دل
زانکه دل خون تا به سر دارم ز تو ۵
این دل یکتای من شد تو به تو
هر تویی عشق دگر دارم ز تو ۶
نی خطا گفتم که در دل توی نیست
هم توی تویی اگر دارم ز تو ۷
گفته بودی دل ز من بردار و رو
دل چو خون شد من چه بردارم ز تو ۸
هر شبی چون شمع بیصبح رخت
سوز و تفی تا سحر دارم ز تو ۹
چون برآید صبح همچون آفتاب
زرد رویی در بدر دارم ز تو ۱۰
همچو چنگی هر رگی در پردهای
سوی دردی راه بر دارم ز تو ۱۱
همچو نی دل پر خروش و تن نزار
جزو جزوم نوحهگر دارم ز تو ۱۲
ماه رویا کار من از دست شد
تا کی آخر دست بردارم ز تو ۱۳
کوه غم برگیر از جانم از آنک
دست با غم در کمر دارم ز تو ۱۴
خیز ای عطار و سر در عشق باز
تا کی آخر دردسر دارم ز تو ۱۵
هر نفس دل خستهتر دارم ز تو ۱
بر بساط عشق تو هر دو جهان
می ببازم تا خبر دارم ز تو ۲
خاک بر فرقم اگر جز خون دل
هیچ آبی بر جگر دارم ز تو ۳
چون ندارم هیچ آبی بر جگر
پس چگونه چشم تر دارم ز تو ۴
نه که چشم من تر است از خون دل
زانکه دل خون تا به سر دارم ز تو ۵
این دل یکتای من شد تو به تو
هر تویی عشق دگر دارم ز تو ۶
نی خطا گفتم که در دل توی نیست
هم توی تویی اگر دارم ز تو ۷
گفته بودی دل ز من بردار و رو
دل چو خون شد من چه بردارم ز تو ۸
هر شبی چون شمع بیصبح رخت
سوز و تفی تا سحر دارم ز تو ۹
چون برآید صبح همچون آفتاب
زرد رویی در بدر دارم ز تو ۱۰
همچو چنگی هر رگی در پردهای
سوی دردی راه بر دارم ز تو ۱۱
همچو نی دل پر خروش و تن نزار
جزو جزوم نوحهگر دارم ز تو ۱۲
ماه رویا کار من از دست شد
تا کی آخر دست بردارم ز تو ۱۳
کوه غم برگیر از جانم از آنک
دست با غم در کمر دارم ز تو ۱۴
خیز ای عطار و سر در عشق باز
تا کی آخر دردسر دارم ز تو ۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۹ - ای مرا زندگی جان از تو
گوهر بعدی:غزل ۶۸۱ - ای خرد را زندگی جان ز تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.