خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن به توصیف معشوق و عشق شدید خود به او می‌پردازد. او از زیبایی‌های معشوق مانند زلف، لب، خال و ابرو سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دلش از فراق او همیشه در حال جوشش است. شاعر همچنین اشاره می‌کند که عشق به معشوق چنان او را تحت تأثیر قرار داده که هوش از سرش رفته است و در نهایت اظهار می‌کند که حاضر است به خاطر آزادی از این عشق، خود را بفروشد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۸ - برآن زلف و لب و خال و بنا گوش

برآن زلف و لب و خال و بنا گوش
سوی بازار عشقش برده ام دوش ۱

رخش روز است و ابرو گوشه روز
نهاده است از برای فتنه شب پوش ۲

دهانش چشمه نوش و زبر جد
رمیده است از کران چشمه نوش ۳

همه ساله ز سودای فراقش
دلی دارم چو دیگ تفته پرجوش ۴

ز عشقش تا بر آرم من یکی دم
سه بار از من ز رنج دل رود هوش ۵

ز تو چون روی آزادی نبینم
مرا خسرو خریدار است بفروش ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷ - سرو را ساکن به تخت آباد باش
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - گشت عنابی سرشکم زان لب عناب رنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.