این شعر به ستایش قدرت و عدالت حاکم میپردازد و تأثیرات مثبت حکومت او را در جهان توصیف میکند. شاعر از زیبایی و خوشیمنی حاکم، تأثیر آسمان بر خلقت، قدرت خشم او که حتی سنگ را به لاله تبدیل میکند، و بخششهای بیحد و مرزش سخن میگوید. در پایان، شاعر از تلاش خود برای کسب تشریف و جایگاه سخن میگوید و اظهار میکند که هرچند در این راه شکست خورده، اما از این شکست نیز درس گرفته است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۰ - ایکه قدرت صد چو گردون آورد
دور گردون چون توئی چون آورد ۱
رأی تو رسمی که آرد در جهان
همچو رویت خوب و میمون آورد ۲
رنگ و بوی خلق و خلقت آسمان
گر نیارد ماه گردون آورد ۳
آتش خشمت که بر کوه اوفتد
همچو لاله سنگ را خون آورد ۴
جان ز جودت زر ناموزون برد
چون نثارت در موزون آورد ۵
گفتم آرد سعی تو تشریف من
کی گمان بردم که اکنون آورد ۶
گر چه بشکستم در این تشریف نیک
زان شکستم نیز بیرون آورد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.