خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از گذر عمر و بیثمری آن شکایت دارد و اظهار میکند که از دوستیها و وفاداریها چیزی باقی نمانده است. او روزگار را مانند کیسهای میداند که یا از ابتدا خالی از وفا بوده یا اگر چیزی در آن بوده، اکنون دیگر وجود ندارد.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی دربارهی گذر عمر و ناامیدی از روابط انسانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر برای کودکان و نوجوانان مناسب نیست.
شماره ۲۲ - دردا، که ز عمر مایه ی سود نماند
دردا، که ز عمر مایه ی سود نماند
یک دوست، کزو دلی بیاسود نماند ۱
چون کیسه ی ایام بجستم در او
یا نقد وفا نبود، یا بود، نماند ۲
یک دوست، کزو دلی بیاسود نماند ۱
چون کیسه ی ایام بجستم در او
یا نقد وفا نبود، یا بود، نماند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - چندانکه مجال وهم انسان باشد
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - تقدیر هر آنچه کردنی بود بکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.