خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناتوانی خود در بیان عظمت معشوق میگوید و توصیف میکند که زیبایی معشوق او را حیران کرده است. او اشاره میکند که معشوق نیمه مست است، اما آنها حتی شراب هم ندارند.
این متن دارای مضامین عاشقانه و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی نیازمند درک ادبی و فرهنگی مناسب است.
شماره ۱۵ - احوال ناتوانی ایام خویشتن
احوال ناتوانی ایام خویشتن
در مجلس رفیع تو گفتن ثواب نیست ۱
داریم دلبری که چو روی و چو موی او
گلبرگ نوشکفته و مشک بتاب نیست ۲
در بند خواب او همه حیران بمانده ایم
او نیم مست گشته و ما را شراب نیست ۳
در مجلس رفیع تو گفتن ثواب نیست ۱
داریم دلبری که چو روی و چو موی او
گلبرگ نوشکفته و مشک بتاب نیست ۲
در بند خواب او همه حیران بمانده ایم
او نیم مست گشته و ما را شراب نیست ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - هر که را دردل از خرد خبراست
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - ای وزیری که گوش هوش تو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.