خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از رنج‌ها و سختی‌های زندگی خود می‌گوید و خود را به عناصری مانند عود، بلبل، پروانه و طفل تشبیه می‌کند که در عین درد و رنج، زیبایی و هنر می‌آفرینند. او از ناملایمات زمانه شکایت دارد ولی همچنان به زندگی و هنر خود ادامه می‌دهد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از تشبیهات و استعارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۵ - با آنکه در میان دل آتش همی زنم

با آنکه در میان دل آتش همی زنم
چون عود، در میان نفس خوش همی زنم

بر من زمانه همچو قفس گشت جرمم آنک
بلبل نهاد، زخمه دلکش همی زنم

گویم مگر، برون جهم از روزن عدم
پروانه وار، بال در آتش همی زنم

مرکب زتازیانه چو طفلان وآنگهی
لاف از سرای پرده و مفرش همی زنم

کردون مرا بمن بنمودست این دغل
بر اعتماد ناقد اغمش همی زنم

بر پشت پای چشم بیفکنده ام هنوز
زین روز لاف بال منقش همی زنم
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۴ - ره صد رهگذرت میدارم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶ - کارم از عشق بجان است، چه تدبیر کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.