خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق به معشوق الهی و تأثیرات عمیق این عشق بر عاشقان سخن میگوید. شاعر از یاد معشوق به عنوان نیروی محرکه عاشقان یاد میکند و بیان میدارد که عاشقان در راه این عشق، جان خود را فدا میکنند و در این مسیر، نشانههای بینشان را جستجو میکنند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده در شعر، ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۳۹ - ای یاد تو کار کاردانان
ای یاد تو کار کاردانان
تسبیح زبان بیزبانان ۱
بر خود گیرند خرده هر دم
در عشق تو جان خردهدانان ۲
عشاق ز بوی جام وصلت
تا حشر بمانده سرگرانان ۳
هر لحظه هزار عاشق مست
در راه تو آستین فشانان ۴
در زلف تو صد هزار دل هست
چوبکزن تو چو پاسبانان ۵
بر تنگ شکر ز تیر مژگانت
بنشانده به ره نگاهبانان ۶
از بس که دلم نشان تو جست
گم گشت نشان بی نشانان ۷
جان خود که بود که خون نگردد
در عشق جمال چون تو جانان ۸
عطار شکسته را برون بر
کلی ز میان بد گمانان ۹
تسبیح زبان بیزبانان ۱
بر خود گیرند خرده هر دم
در عشق تو جان خردهدانان ۲
عشاق ز بوی جام وصلت
تا حشر بمانده سرگرانان ۳
هر لحظه هزار عاشق مست
در راه تو آستین فشانان ۴
در زلف تو صد هزار دل هست
چوبکزن تو چو پاسبانان ۵
بر تنگ شکر ز تیر مژگانت
بنشانده به ره نگاهبانان ۶
از بس که دلم نشان تو جست
گم گشت نشان بی نشانان ۷
جان خود که بود که خون نگردد
در عشق جمال چون تو جانان ۸
عطار شکسته را برون بر
کلی ز میان بد گمانان ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۸ - ای روی تو شمع پاکبازان
گوهر بعدی:غزل ۶۴۰ - نیست آسان عشق جانان باختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.