خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از تأثیرات سوزانندهی این عشق بر دل و جان عاشقان مینویسد. او از سوختن و فداکاری در راه عشق صحبت میکند و ترس از دست دادن معشوق را بیان میدارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند «سوختن» و «فداکاری» ممکن است نیاز به بلوغ عاطفی برای درک کامل داشته باشند.
شماره ۵۵ - با سرو قدت چمن بسوزد
با سرو قدت چمن بسوزد
وز مشک خطت ختن بسوزد
جائی است جهان تو که آنجا
شهبال عقاب ظن بسوزد
عشاق تو را ز شعله دل
بر تن همه پیرهن بسوزد
هر صبح ز آه آتشینم
چون صبح همه دهن بسوزد
در زاویه دماغ عشقت
ننشسته همه وطن بسوزد
از تاب تو در تبم که ناچار
چون دل بفروخت تن بسوزد
دام بکهیت بر نیاید
ور خرمن صد چو من بسوزد
در زلف تو جان ماست ترسم
کاو را رخ شعله زن بسوزد
کز بهر خلاص شوی هندو
رسمی است که خویشتن بسوزد
هر کاو چو اثیر گشته توست
از تف دلش کفن بسوزد
وز مشک خطت ختن بسوزد
جائی است جهان تو که آنجا
شهبال عقاب ظن بسوزد
عشاق تو را ز شعله دل
بر تن همه پیرهن بسوزد
هر صبح ز آه آتشینم
چون صبح همه دهن بسوزد
در زاویه دماغ عشقت
ننشسته همه وطن بسوزد
از تاب تو در تبم که ناچار
چون دل بفروخت تن بسوزد
دام بکهیت بر نیاید
ور خرمن صد چو من بسوزد
در زلف تو جان ماست ترسم
کاو را رخ شعله زن بسوزد
کز بهر خلاص شوی هندو
رسمی است که خویشتن بسوزد
هر کاو چو اثیر گشته توست
از تف دلش کفن بسوزد
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴ - جهان پیرباز از دست نیسان خرقه می پوشد
گوهر بعدی:شماره ۵۶ - دهان تنگ آن دلبر نشان طبع من دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.