خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او زیبایی و جذابیت معشوق را با تصاویر شاعرانه مانند سرو و لعل توصیف میکند و از درد هجران و دوری مینالد. شاعر از ناتوانی در بیان غم خود و سوختن در آتش عشق سخن میگوید و در نهایت به تلخی و ناامیدی از وصال معشوق اشاره میکند.
متن حاوی مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند 'خون من میخورد' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۴۱ - همچو بالای تو سروی بچمن می نرسد
همچو بالای تو سروی بچمن می نرسد
در خور لعل تو دُری ز عدن می نرسد
چکنم قصه هجران بکه گویم که مرا
یک زبان است و ز افغان بدهن می نرسد
هر زمان زلف تو دارد بسر ما سیهی
سپهی کش ز شکن هیچ شکن می نرسد
با نصابم ز خیال تو که چشمش مرساد
گر نصیبی ز وصال تو به من می نرسد
هر زمان طنز کنی کان دل بیمار تو کو
راست خواهی، دل آنجاست که تن می نرسد
گشتگان تو چنان ز آتش دل میسوزند
کز هزاران تن یک تن بکفن می نرسد
بر سیمین تو اندوه کشان دارد لیک
کین از آن قوم در اندوه بمن می نرسد
خون من میخور و میگو که اثیر آن من است
باری آن گفتِ زبانی، بدهن می نرسد
در خور لعل تو دُری ز عدن می نرسد
چکنم قصه هجران بکه گویم که مرا
یک زبان است و ز افغان بدهن می نرسد
هر زمان زلف تو دارد بسر ما سیهی
سپهی کش ز شکن هیچ شکن می نرسد
با نصابم ز خیال تو که چشمش مرساد
گر نصیبی ز وصال تو به من می نرسد
هر زمان طنز کنی کان دل بیمار تو کو
راست خواهی، دل آنجاست که تن می نرسد
گشتگان تو چنان ز آتش دل میسوزند
کز هزاران تن یک تن بکفن می نرسد
بر سیمین تو اندوه کشان دارد لیک
کین از آن قوم در اندوه بمن می نرسد
خون من میخور و میگو که اثیر آن من است
باری آن گفتِ زبانی، بدهن می نرسد
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - خیمه در کوی یار خواهم زد
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - دل به عشق تو جانسپاری کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.