هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که با تصاویر زیبا و استعاری، احساسات شاعر را نسبت به معشوق و جمال او بیان می‌کند. شاعر از طبیعت و عناصری مانند صبا و افق برای توصیف حالات خود استفاده کرده و به مفاهیمی مانند عشق، فداکاری، و رسیدن به کمال اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۳۲ - چو لب افق بخندید و دم صبا بر آمد

چو لب افق بخندید و دم صبا بر آمد
بمبارکی و شادی غمش از درم درآمد

چو رکاب او تهی شد ز سرای پرده جان
نعرات انعم الله صبا، حکم بر آمد

ز پی نثار و تحفه دل و دیده پیش بردم
نه نثار لایق افتاد و نه تحفه در خور آمد

دو غزاله بود فربه دل و دیدگان ولیکن
چو بقد او نمودم قد هر دو لاغر آمد

گر اجازتی بیابم شکسته بسته جانی
بدهم غرامتی آن نه قیامتی بر آمد

ز دل تهی بر آن در، بگشاد کار عاشق
چو بداد سر بر شوت ز دو کون برتر آمد

به میانجی دو کشور برسید دل بدلبر
چو یگانه شد بغیرت ملک دو کشور آمد

ز وجود زنده ی ما چه دهند کاندرین ره
سر صد هزار سرور ثمن یک افسر آمد

به بهشت این تمنی که رسد جز آن شکرفی
که شرار دوزخ او را چو شراب کوثر آمد

به اثیر کی نماید غم او جمال او را
دم پرده در حریفی دل راز پرور آمد
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱ - یاد میدار که از مات نمی آید یاد
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - من خاک چنان با دم، گاو زلف تو جنباند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.