این متن شعری است که به توصیف و ستایش ویژگیهای اخلاقی و معنوی یک شخصیت برجسته میپردازد. در این شعر، از مفاهیمی مانند همت، سخاوت، هنر، ادب، و فضیلتهای اخلاقی سخن گفته شده است. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، شخصیت مورد نظر را به عناصری مانند رستم، خورشید، و گنج تشبیه میکند تا بر بزرگی و ارزش او تأکید کند.
این متن به دلیل استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی، برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب است. درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و مفاهیم بلاغی دارد که معمولاً در سنین پایینتر کمتر وجود دارد.
شمارهٔ ۴۷ - مدح نجم الدین لاجین
حقا، که ز دست نجم دین دارد ۱
رستم جگری که بر در همت
رخش فلکی بزیر زین دارد ۲
چرب آخر مکرمات معروفش
پهلوی نیاز راسمین دارد ۳
گردون، ز شرف بر آستان دوزد
ور بار سخا در آستین دارد ۴
بازی است که آشیان همت را
بر در زده ی طارم برین دارد ۵
با سخت کمانی سخا جودش
بر لشکر نیستی کمین دارد ۶
از دست سپاه فتنه، دارد امن
زیرا که جهان در آستین دارد ۷
آن مه نه که بر عذار گردون است
این ماه خواجه بر جبین دارد ۸
صدرا، ذاتی که خادم از فکرت
چرخی است که پای برزمین دارد ۹
چون روی تو نکته ها نکو راند
چون رای تو شعرها متین دارد ۱۰
در کنج خرابه وجود او
صد گنج هنر فلک دفین دارد ۱۱
در کان جهان گرفت اشعارش
چون نام ثنات بر نگین دارد ۱۲
شاداب نهال طبع او در او
کابشخور از این دل حزین دارد ۱۳
آن ره چله نیست او که یکساعت
پای ادب سر گزین دارد ۱۴
مپسند که آسمان چنان درّی
محبوس ذهاب پار گین دارد ۱۵
نخلی است که ندهد انگبین رااو
گو سرکه نحل در حنین دارد ۱۶
ایام ز طبع او توانگر شد
او چشم ز جود تو همین دارد ۱۷
ور جمله ز شرم دست رادت باد
از چهره آفتاب چین دارد ۱۸
گردون همه ساله نایب قهرش
با هر که سر خلاف و کین دارد ۱۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.