خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دوستش شکایت میکند که او را به دشمنان سپرده و از عشق دشمنان شادمان است. همچنین اشاره میکند که اگر دوستش به بتخانه افتخار کند، از چشم شاعر خواهد افتاد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد. همچنین ممکن است برخی از استعارهها برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۷ - ای دوست مرا به دشمنان دادی تو
ای دوست مرا به دشمنان دادی تو
وز مهر و هوای دشمنان شادی تو ۱
گر زینت بتخانه نوشادی تو
یکباره ز چشم من بیفتادی تو ۲
وز مهر و هوای دشمنان شادی تو ۱
گر زینت بتخانه نوشادی تو
یکباره ز چشم من بیفتادی تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - در کار جهانیان گشاد است از تو
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - خورشید بچهر و سرو بالائی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.