این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او از ویژگیهای ظاهری معشوق مانند موهای پرپیچوتاب و لبهای سرخ او تعریف میکند و احساسات خود را نسبت به او بیان میکند. شاعر همچنین از تأثیرات عاطفی و روحی که معشوق بر او گذاشته است، سخن میگوید.
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان دشوار باشد. بنابراین، این متن برای افراد 16 سال به بالا که توانایی درک مفاهیم عمیقتر و ادبیات کلاسیک را دارند، مناسب است.
غزل ۶۱۴ - ای صدف لعل تو حقهٔ در یتیم
عارض تو بی قلم خط زده بر لوح سیم ۱
روح دهن مانده باز در سر زلفت مدام
عقل میان بسته چست بر سر کویت مقیم ۲
در یتیم توام تا که درآمد به چشم
چشمهٔ چشمم بماند غرقهٔ در یتیم ۳
زین سر زلفت که هست مملکت جم توراست
زانکه سر زلف توست بر صفت جیم و میم ۴
چون سر زلف تو را باد پریشان کند
جیم در افتد به میم، میم درافتد به جیم ۵
تیره گلیم توام رشتهٔ صبرم متاب
چند زنی بیش ازین طبل به زیر گلیم ۶
برد لب لعل تو از بر عطار دل
تا دل عطار ماند چون لب تو از دو نیم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.