خلاصه و ردهبندی سنی
12+
این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش و دعای خیر برای شخصی به نام "امیر" میپردازد. او آرزو میکند که امیر همیشه فرخنده و شاد باشد، مانند کوهی استوار بر تخت سلطنت بماند، و شادی را به دلها بیاورد. شاعر همچنین ابراز میکند که بدون امیر، جان او زنده نیست و همیشه بندهاش خواهد بود.
این متن یک شعر کلاسیک است که ممکن است برای درک کامل معانی و مفاهیم آن، به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز باشد. کودکان زیر 12 سال ممکن است در درک برخی از واژگان و مفاهیم انتزاعی آن دچار مشکل شوند.
شماره ۱۱۵ - امیر ابر تو فروردین فرخ باد فرخنده
امیر ابر تو فروردین فرخ باد فرخنده
مبراد از دلت شادی مبراد از لبت خنده
بسان کوه بادی تو فراز تخت پاینده
ز دل تیمار کاهند بدل شادی فزاینده
هران چیزی کجا کردند زیر خاکش آگنده
همه کردی بسان خاک در گیتی پراکنده
توئی دارنده مردم خدایت باد دارنده
که شاد و زنده چندانیم تا تو شادی و زنده
ترا من بنده زان خواهم همیشه شاد و فرخنده
که بی تو ذره ای نبود روان و جان من زنده
مبراد از دلت شادی مبراد از لبت خنده
بسان کوه بادی تو فراز تخت پاینده
ز دل تیمار کاهند بدل شادی فزاینده
هران چیزی کجا کردند زیر خاکش آگنده
همه کردی بسان خاک در گیتی پراکنده
توئی دارنده مردم خدایت باد دارنده
که شاد و زنده چندانیم تا تو شادی و زنده
ترا من بنده زان خواهم همیشه شاد و فرخنده
که بی تو ذره ای نبود روان و جان من زنده
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴ - شد سرشگم ز آرزوی روی تو چون روی تو
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶ - شد از بهار خجسته سپاه برد شکسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.