خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و آرزوی دیدار معشوق خود میگوید و درد دوری از او را بیان میکند. او صبر را تنها درمان خود میداند، اما در عین حال از ناتوانی در صبر شکایت دارد. شاعر از رنجهای عشق و پشیمانی از دلبستن به معشوق سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد.
شماره ۸۸ - آرزومند روی جانانم
آرزومند روی جانانم
برود زار زو همی جانم ۱
آرزو را و درد دوری را
بجز از صبر چیست درمانم ۲
همه چیزی همی توانم کرد
صبر کردن بهجر نتوانم ۳
بر غم و درد من بس است گوا
رنگ رخسار و آب مژگانم ۴
دل بدادم بدوست خویش بطبع
تا دل از دوست باز بستانم ۵
ظن خطا شد مرا در آن مه روی
دل بدادم کنون پشیمانم ۶
برود زار زو همی جانم ۱
آرزو را و درد دوری را
بجز از صبر چیست درمانم ۲
همه چیزی همی توانم کرد
صبر کردن بهجر نتوانم ۳
بر غم و درد من بس است گوا
رنگ رخسار و آب مژگانم ۴
دل بدادم بدوست خویش بطبع
تا دل از دوست باز بستانم ۵
ظن خطا شد مرا در آن مه روی
دل بدادم کنون پشیمانم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷ - زان زرد شد از داغ و درد رویم
گوهر بعدی:شماره ۸۹ - هرگه که من بزلف وی اندر نگه کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.