خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از ناامیدی و رنجهای عاطفی خود سخن میگوید. او از بیوفایی و جفای معشوق شکایت دارد و بیان میکند که سخنان معشوق او را غمگین و رفتارش او را رنجور میکند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که نامگذاری و ظاهر نمیتواند ماهیت واقعی چیزها را تغییر دهد و در پایان، دعوت به صلح و آشتی میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج عاطفی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۷۵ - ای بسته جفا با دل و گشته ز وفا دور
ای بسته جفا با دل و گشته ز وفا دور
کرده دل من زار بقول و سخن زور ۱
قول تو نوازم چو مرا دارد غمگین
فعل تو مرا همچو ترا دارد رنجور ۲
گفتم بنهم بر دگری نام تو آخر
تا چون تو نباشد بهمه شهری مشهور ۳
گر نام بدیرا ببهی بر بنهندی
زود این ز بهی دور شدی آن ز بدی دور ۴
بر سنگ سیه نام نهادندی یاقوت
بر خاک سیه نام نهادندی کافور ۵
گل را بنگارند ولیکن ندهد بوی
مه را بنگارند ولیکن ندهد نور ۶
نه حور شود دیو گرش نام نهی دیو
نه دیو شود حور گرش نام نهی حور ۷
زینراه برون آی زاین اسب فرود آی
تا گنج بلا را نبود جان تو گنجور ۸
ما یکدگران را بنوازیم و بسازیم
هر دور یکی رامش و هردو یکی سور ۹
کرده دل من زار بقول و سخن زور ۱
قول تو نوازم چو مرا دارد غمگین
فعل تو مرا همچو ترا دارد رنجور ۲
گفتم بنهم بر دگری نام تو آخر
تا چون تو نباشد بهمه شهری مشهور ۳
گر نام بدیرا ببهی بر بنهندی
زود این ز بهی دور شدی آن ز بدی دور ۴
بر سنگ سیه نام نهادندی یاقوت
بر خاک سیه نام نهادندی کافور ۵
گل را بنگارند ولیکن ندهد بوی
مه را بنگارند ولیکن ندهد نور ۶
نه حور شود دیو گرش نام نهی دیو
نه دیو شود حور گرش نام نهی حور ۷
زینراه برون آی زاین اسب فرود آی
تا گنج بلا را نبود جان تو گنجور ۸
ما یکدگران را بنوازیم و بسازیم
هر دور یکی رامش و هردو یکی سور ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴ - ای افسر زمانه و ای شاه روزگار
گوهر بعدی:شماره ۷۶ - منم ز حسرت دیدار یار زار و نزار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.