خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از سالها تلاش و فکر در راه عشق سخن میگوید و از اینکه در نهایت، خود را در آتش عشق معشوق میسوزاند و از جهان دست میکشد تا درد عشق را تجربه کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۹۴ - گرچه در عشق تو جان درباختیم
گرچه در عشق تو جان درباختیم
قیمت سودای تو نشناختیم ۱
سالها بر مرکب فکرت مدام
در ره سودای تو میباختیم ۲
خود تو در دل بودی و ما از غرور
یک نفس با تو نمیپرداختیم ۳
چون بگستردی بساط داوری
پیش عشقت جان و دل درباختیم ۴
بر دوعالم سرفرازی یافتیم
تا به سودای تو سر بفراختیم ۵
آتش عشقت درآمد گرد دل
ما چو شمع از تف آن بگداختیم ۶
بر امید وصل تو پروانهوار
خویشتن در آتشت انداختیم ۷
گاه چون پروانهای میسوختیم
گاه با آن سوختن میساختیم ۸
همچو عطار از جهان بردیم دست
تا نوای درد تو بنواختیم ۹
قیمت سودای تو نشناختیم ۱
سالها بر مرکب فکرت مدام
در ره سودای تو میباختیم ۲
خود تو در دل بودی و ما از غرور
یک نفس با تو نمیپرداختیم ۳
چون بگستردی بساط داوری
پیش عشقت جان و دل درباختیم ۴
بر دوعالم سرفرازی یافتیم
تا به سودای تو سر بفراختیم ۵
آتش عشقت درآمد گرد دل
ما چو شمع از تف آن بگداختیم ۶
بر امید وصل تو پروانهوار
خویشتن در آتشت انداختیم ۷
گاه چون پروانهای میسوختیم
گاه با آن سوختن میساختیم ۸
همچو عطار از جهان بردیم دست
تا نوای درد تو بنواختیم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۳ - ما درد فروش هر خراباتیم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۵ - هرچه همه عمر همی ساختیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.