خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از درد دوری و انتظار دیدار معشوق میگوید و بیان میکند که با آمدن معشوق، غمهای دیرینه از دلش میرود. او از روزهای سخت گذشته میگوید و امیدوار است که با رسیدن بخت، شادی جای غم را بگیرد. در پایان، باور دارد که با گذر سعادت، غم هجران نیز به پایان خواهد رسید.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۵۹ - هرگه که مرا ز آمدن تو خبر آید
هرگه که مرا ز آمدن تو خبر آید
از جان و دلم انده دیرینه برآید ۱
بسیار عنا دیدم در کان گهر من
از بخت همی کانم نزد گهر آید ۲
هر روز من از آمدنت شاد کنم دل
هر روز همی تخم نشاطم ببر آید ۳
اکنون که بداندیش مرا جان بسر آمد
دانم که غم دوری ما هم بسر آید ۴
گر غم بفراق اندر مان بیشتر آمد
شادی بوصال اندر مان بیشتر آید ۵
اکنون که سعادت را بر من گذر آمد
دانم که غم هجر ترا هم گذر آید ۶
از جان و دلم انده دیرینه برآید ۱
بسیار عنا دیدم در کان گهر من
از بخت همی کانم نزد گهر آید ۲
هر روز من از آمدنت شاد کنم دل
هر روز همی تخم نشاطم ببر آید ۳
اکنون که بداندیش مرا جان بسر آمد
دانم که غم دوری ما هم بسر آید ۴
گر غم بفراق اندر مان بیشتر آمد
شادی بوصال اندر مان بیشتر آید ۵
اکنون که سعادت را بر من گذر آمد
دانم که غم هجر ترا هم گذر آید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸ - تا آفریدگار مرا رای و هوش داد
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - شد اسیر آن بت کو دلبر و جنگ آور بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.