در این متن، شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، تغییرات طبیعت و حالات مختلف آن را توصیف میکند. او از عناصری مانند کوه، دشت، برف، ابر و رنگهای مختلف برای خلق تصاویر شاعرانه استفاده کرده است. همچنین، در بخشی از متن به مفاهیمی مانند دوستی، دشمنی و جنگ اشاره میشود. در پایان، شاعر به ستایش شخصی به نام «میر ستوده بوالحسن» میپردازد و برای او آرزوی موفقیت و سربلندی میکند.
این متن به دلیل استفاده از زبان ادبی و استعارههای پیچیده، برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب است. درک کامل معانی و زیباییهای آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگری
وز کوه کرد روی سوی دشت غرم و رنگ ۱
کهسار سیمرنگ شد و چرخ سیمگون
آبی زریر گون شده باده عقیق رنگ ۲
چرخ کبود مانده برو ابر جای جای
چون پر ز دوده آینه بر جای جای زنگ ۳
از برف کوهسار شده پر سپاه روم
وز زاغ مرغزار شده پر سپاه زنگ ۴
چون روی دوستان ملک گشت سرخ سیب
چون روی دشمنانش شده زرد با درنگ ۵
میر ستوده بوالحسن آن آفتاب جود
شاه نبرد لشگری آن آفتاب جنگ ۶
بادش همیشه دولت یار و نشاط جفت
بادش همیشه روی بیار و قدح بچنگ ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.