این شعر به ستایش و دعای سلامتی برای یک پادشاه یا فرد مهم میپردازد. شاعر از رنجها و بیماریهای گذشته فرد سخن میگوید و آرزو میکند که او با سلامتی و شادی به زندگی ادامه دهد. همچنین، به ویژگیهای برجستهای مانند طبع پاک، عزم نیک و مهارتهای خاص فرد اشاره میشود. شاعر تأکید میکند که دوستان به او نیاز دارند و دشمنان از او میترسند. در پایان، شاعر آرزو میکند که فرد مورد نظر با تندرستی و لطافت همراه باشد.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به قدرت و دشمنی ممکن است نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از دنیای بزرگسالان داشته باشد.
شمارهٔ ۹۵ - قصیده
تا تو برخیزی بشادی تندرست و شاد خیز ۱
پا بنالیدی تو لختی دوستداران ترا
دیده ها گشتست باران ریز و دلها ریز ریز ۲
رنج و بیماری کشیدی هفته ای آن رفت و ماند
با تو هم یار سلامت هم طرب تا رستخیز ۳
جاودان در ملک و دولت زی که باشد بی تو ملک
همچو تن بی جان و جان بی عقل و جامه بی فریز ۴
دوستان را نیست از تو همچو از روزی گزیر
دشمنان را نیست از تو همچو از دشمن گریز ۵
هرکه جوید کین تو با ملک خود باشد بکین
هرکه بستیزد بتو با جان خود باشد ستیز ۶
بستدی ملک از بداندیش از بتان ساغر ستان
ریختی خون سیاه و خون رز در جام ریز ۷
چار چیزت داد یزدان کان بهم کس را نداد
طبع پاک و عزم نیک و کف را دو تیغ تیز ۸
چون سخن گوئی جهان پرمشگ و پر گوهر شود
زان زبان گوهر افشان و حدیث مشگ بیز ۹
خسروا با تندرستی و لطافت یار باش
تا لطافت در عراقست و فصاحت در حجیز ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.