خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و غم عشق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه رنج فراق و ستم معشوق، او را زبون و ناتوان کرده است. همچنین، اشاره میکند که حتی در خواب نیز خیال معشوق، آرامش را از او گرفته است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱ - هجر تو یکباره زبونم گرفت
هجر تو یکباره زبونم گرفت
درد تو ز اندازه برونم گرفت ۱
آن ستمی کز تو کشیدم چه بود
آن غم دل بین که کنونم گرفت ۲
هست غمت بر دل من تیر هجر
صعب زد و سخت زبونم گرفت ۳
دوش خیال تو به خواب اندرون
دید که تیمار تو چونم گرفت ۴
درد تو ز اندازه برونم گرفت ۱
آن ستمی کز تو کشیدم چه بود
آن غم دل بین که کنونم گرفت ۲
هست غمت بر دل من تیر هجر
صعب زد و سخت زبونم گرفت ۳
دوش خیال تو به خواب اندرون
دید که تیمار تو چونم گرفت ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:قصاید
گوهر بعدی:شماره ۲ - ای دیده در آن شکل و شمایل نظری کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.