خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و علاقه شدید خود به معشوق سخن میگوید. او با استفاده از استعارههای مختلف مانند کشتی، دریا، سیل و اسب، احساسات خود را بیان میکند و آرزو میکند که با نام معشوق به جاودانگی برسد و جهان را زیر پا بگذارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۵۵۸ - چون نام تو بر زبان برانم
چون نام تو بر زبان برانم
صد میل به یک زمان برانم ۱
بر نام تو در میان خشکی
کشتی روان روان برانم ۲
زین دریاها که پیش دارم
صد سیل ز دیدگان برانم ۳
از نام تو کشتیی بسازم
وآن کشتی را چنان برانم ۴
کز قوت آن روش به یک دم
کام دل جاودان برانم ۵
رخش فلکی به زین درآرم
بس گرد همه جهان برانم ۶
اسب از سه صف زمان بتازم
وز شش جهت مکان برانم ۷
در هر قدمی ز راه سیلی
از دیدهٔ خونفشان برانم ۸
وین ملک که گشت ملک عطار
در عالم بی نشان برانم ۹
صد میل به یک زمان برانم ۱
بر نام تو در میان خشکی
کشتی روان روان برانم ۲
زین دریاها که پیش دارم
صد سیل ز دیدگان برانم ۳
از نام تو کشتیی بسازم
وآن کشتی را چنان برانم ۴
کز قوت آن روش به یک دم
کام دل جاودان برانم ۵
رخش فلکی به زین درآرم
بس گرد همه جهان برانم ۶
اسب از سه صف زمان بتازم
وز شش جهت مکان برانم ۷
در هر قدمی ز راه سیلی
از دیدهٔ خونفشان برانم ۸
وین ملک که گشت ملک عطار
در عالم بی نشان برانم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۷ - از عشق در اندرون جانم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۹ - گر در سر عشق رفت جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.